محمد مهريار
126
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اسگلان ، اسگلون ( با همزهء مكسور اول ) تلفظ شايع است در تداول عامه . اشترگان O S torg n اين واژه به ضم الف و گاف فارسى نام ديهى معتبر و با نام است ، در روستاى لنجان افتاده بر ساحل زايندهرود و به فاصلهاى قرب 24 كيلومتر در جنوب باخترى اصفهان و نزديك به ديههاى سهر و فيروزان كه به تفصيلى شايسته از آنها ياد خواهيم كرد . « 1 » ديه اشترگان بسيار آباد و حاصلخيز است و هم خود اين ديه و هم بلوكى كه در آن واقع است آب و هوايى خوش و وضعى دلپسند و دلنشين دارد . محصولاتش گندم و جو و برنج و حبوب است و اخيرا باغهايى چند در آن برآوردهاند كه به زيبايى آن افزوده شده است . اين ديه به صنعت خاصى شهره نيست . « 2 » زندگى و معيشت مردم كموبيش به همان شيوهء روستايى كهن است كه دارد مىرود شهرى شود . اين شيوهء معيشت كهن كه از اين پيش در اكثر روستاهاى اصفهان مثل اكثر و اغلب نقاط كشور ايران ، وجود داشته است ، همان نحوهء استقلال اقتصادى و اكتفا به منابع موجود محلى بوده است و مردم در اين شيوه سخت پايدار بودهاند . البته هرچه ديه از شهر دور تر بود و يا مثلا چون در كوهستان واقع شده بود ، دسترسى به شهر كمتر داشت ، استقلال در زندگانى و اكتفا به منابع محلى در آن بيشتر به چشم مىخورد . مىتوان گفت چنان مىزيستهاند كه به غير كمتر نيازمند بودهاند . خود مىكشتند ، خود مىرشتند ، خود مىدوشيدند ، خود مىنوشيدند ، خود مىبافتند و خود مىپوشيدند . علت اينكه مردم ايران در طى قرون متمادى در مقابل حوادث شگرف و هجومهاى اقوام بيگانه تاب آورده و باقى ماندهاند . همين شيوهء نيكوى زندگانى بوده است . صنايع محلى ، از قبيل پنبهزنى ، بافندگى از جمله كرباسبافى و چادرشبسازى و جاجيمبافى رواج داشت . در كتاب محاسن اصفهان از مفضل بن سعد بن حسين مافروخى در ذكر ديه هرستان از
--> ( 1 ) - ن . ك . به : عناوين اين ديهها در همين كتاب . ( 2 ) - در حال حاضر شهرك صنعتى بزرگى با كارگاهها و كارخانجات متعدد در جنوب اشترجان پا گرفته است . جمعيت اشترگان در سال 1375 به حدود 6000 نفر رسيده است .